معرفی شهر اصفهان:
استان اصفهان با مساحت 106179 کیلومتر مربع، حدود 25/6 درصد از مساحت کل کشور را به
خود اختصاص داده است. این استان بین 30 درجه و 42 دقیقه تا 34 درجه و 30 دقیقه عرض
شمالی و 49 درجه و 36 دقیقه تا 55 درجه و 32 دقیقه طول شرقی در ایران مرکزی قرار
دارد، در حالی که شهر اصفهان با طول جغرافیایی 51 درجه و 39 دقیقه و 40 ثانیه شرقی
و عرض جغرافیایی 32 درجه و 38 دقیقه و 30 ثانیه شمالی بعد از تهران و مشهد سومین
شهر بزرگ ایران است.
استان اصفهان با استانهای دهگانه همسایگی دارد، از شمال به استانهای مرکزی و سمنان،
از جنوب به استانهای فارس و کهکیلویه و بویراحمد از مشرق با استانهای یزد و خراسان
و از مغرب به استانهای خوزستان و چهارمحال و بختیاری و لرستان محدود میشود از نظر
وسعت، استان اصفهان بعد از استانهای خراسان، کرمان، سیستان و بلوچستان و فارس حائز
مقام پنجم است.
استان اصفهان از نقطه نظر تقسیمات کشوری پیوسته در حال تغییر و تحول بوده است به
طوری که از سال 1316 که تاریخ قانونی شدن تقسیمات کشوری است، به عنوان استان دهم و
از دو شهرستان اصفهان و یزد تشکیل شده بود. در طول این مدت، تغییرات متعددی در
تقسیمبندیهای کشوری به وجود آمده است. چنانچه بر اساس آخرین تقسیمات کشوری استان
اصفهان در سال 1375 به 18 شهرستان تقسیم شده که شامل 67 شهر و 38 بخش و 117 دهستان
است. بر اساس آمار سال 1385 این استان دارای 21 شهرستان، 44 بخش، 122 دهستان، 92
شهر، مساحت 1،070،443 کیلومتر مربع و جمعیت 1،963،315 نفر می باشد.
شهر تاریخی اصفهان مرکز استان اصفهان است و اکنون دارای مقام سوم از نظر
جمعیت در سطح کشور میباشد. فاصله اصفهان تا تهران 425 کیلومتر است و در جنوب آن
قرار دارد. این شهر به دلیل موقع جغرافیایی بسیار مناسب که در قلب فلات ایران قرار
دارد. پیوسته مورد توجه سلاطین و مدیران مملکتی بوده است.اصفهان از سطح عمومی
دریاها حدود 1580 متر ارتفاع دارد و در شرق سلسله جبال زاگرس واقع شده است. این شهر
در چهارراه شمالی- جنوبی و شرقی- غربی کشور قرار دارد و در طی تاریخ محل رفت و آمد
و برخورد اقوام و فرهنگهای مختلف بوده است. منطقه بزرگ اصفهان در قسمت شمالی و شرقی
به کویر محدود میگردد و قسمت غربی و جنوبی آن به ارتفاعات زاگرس منتهی میشود. علت
وجودی و پیرایش این شهر را باید مدیون آبهایی دانست که از کوههای زاگرس مرتفع به
نام زردکوه بختیاری سرچشمه گرفته و زایندهرود را به وجود آورده و در نتیجه شهر
زیبای اصفهان در دو طرف زایندهرود قرار گرفته است.شهر اصفهان بر روی دشتی نسبتا
صاف با شیبی حدود 2 درصد و به طرف شمال شرقی بنا گردیده است توسعهی شهر در طی قرن
های متمادی به سمت جنوب غربی بوده، زیرا در این منطقه آب فراوانتر و آلودگی نیز
کمتر است. با مراجعه به منابع و دلائل موجود تاریخی چنین برمیآید که کلمه
(آسپادان) به طلمیوس و (سپاهان) پهلوی و اصفهان عرب و اصفهان امروز یک لفظ قدیمی
است و به احتمال قریب به یقین اساسا کلمه پهلوی است و ریشه قدیمتر از پهلوی آن
مکشوف نیست.
هنگام تصرف اصفهان به دست قوای مهاجم عرب این شهر (جی) نامیده میشده و یا جی یکی
از روستاهای بسیار معروف و معتبر شهر بوده که در آبادی به پای شهر میرسیده است.
یاقوت حموی اصفهان را شهر سواران نامیده و حمزه اصفهانی کلمه اصفهان یا اسپاهان را
مشتق از سپاه میداند.در کتاب (تقویم البلدان) از ابن حوقل نقل شده است که اصفهان
در آخر کوهستان است از جهت جنوب و پرنعمتترین شهرها است. معدن سرمه دارد. از
اصفهان بعد به کاشان و قم میرسند اصل آن (سپاهان) است به معنی لشگرها زیرا که سپاه
عجم در وقت بیکاری آنجا جمع بودند.
شهر اصفهان ، مرکز شهرستان استان اصفهان ، با پهنه ای حدود دویست و پنجاه
کیلومترمربع ، در دل فلات ایران قرار دارد . شهر اصفهان از روزگاران کهن تا کنون به
نامهای : آپادانا ، آصف هان ، اسباهان ، اسبهان ، اسپاتنا ، اسپادنا ، اسپاهان ،
آسپدان ، اسپدانه ، اسپهان ، اسپینر ، اسفاهان ، اسفهان ، اصباهان ، اصبهان ،
اصپدانه ، اصفاهان ، اصفهان ، اصفهانک ، انزان ، بسفاهان ، پارتاک ، پارک ، پاری ،
پاریتاکن ، پرتیکان ، جی ، دارالیهودی ، رشورجی ، سپاهان ، سپانه ، شهرستان ،
صفاهان ، صفاهون ، گابا ، گابیان ، گابیه ، گبی ، گی ، نصف جهان و یهودیه سرشناس
بوده است.
بیشتر نویسندگان بر این باورند که چون این ناحیه پیش از اسلام ، به ویژه در
دوران ساسانیان ، مرکز گردآمدن سپاه بود و سپاهیان مناطق جنوبی ایران ، مانند :
کرمان ، فارس ، خوزستان ، سیستان و ... در این ناحیه گرد آمده و به سوی محل نبرد
حرکت میکردند ، آنجا را « اسپهان » گفته ، سپس عربی شده و به صورت « اصفهان »
درآمده است . این شهر دارای واژگان کهنتری است که با نام کنونی آن ، هیچ گونه
پیوندی ندارد ، مانند :انزان ، گابیان ، گابیه ، جی ، گبی ، گی ، گابا.
استاد پورداود ، میگوید : « بطلمیوس ، جغرافیانگار سده دوم میلادی ،
نام این شهر را « اسپدان » نگاشته ، سپس میگوید واژه اصفهان روی اسپاهان قرار
گرفته که خود شامل سپاه به معنی ارتش و هان اسم مکان ، یعنی جای سپاه است. »
نویسنده کتاب حدودالعالم از این شهر به نام « سپاهان » یاد کرده ، میگوید : «
سپاهان شهری عظیم است و آن دو شهر است : یکی را جهودان خوانند و یکی را شهرستان و
در هر دو منبر نهاده اند ...» محمد حسین بن خلف تبریزی ، درباره نام اصفهان ، نوشته
است : « اصباهان ، معرب اسپاهان است و آن شهری است مشهور در عراق و نام اصلی او این
است . و نام مقامی است از جمله دوازده مقام موسیقی و آن را اصفهانک نیز خوانند.»
در کتیبه های پارسی هخامنشی، انزان شامل ناحیه اصفهان بوده و پیش از کورش ،
مرکز قدرت هخامنشیان در این ناحیه بوده و پس از کورش انزان به گابیان تبدیل یافته و
استرابن هم آن را به همین نام خوانده است و گابیان رفته رفته به جی تغییر یافت .
هرتسفلد نگاشته است : اصفهان نام بلوکی از ولایت پریت کان و نام شهر « گبی » بوده
است . گبی بعدها « گی » و سپس عربی شد و به « جی » تبدیل یافت . در سده دو میلادی ،
نام گبی و اسپدانا در نقشه بطلمیوس دیده میشود . وی « اسپدانا »ی پارسی زمان
هخامنشی را از کتاب ارتستنس ، مدیر کتابخانه اسکندر مقدونی برداشته بود. در یک نقشه
جهان نما که 100 سال پیش از بطلمیوس ترسیم شده است ، این نام به صورت ساسانی «
سپانه » یعنی سپاهان نگاشته شده و معنی آن ، جای لشکریان است . اسکندر مقدونی هنگام
دنبال کردن داریوش هخامنشی به پارتاک یا پارک یاگی آمد و آن را گشود و اکسازر را که
والی شوش بود به حکومت پارتاک گمارد . تاریخ نگاران پیشین ، پارتاک را پاریتاکن
نامیده اند که به پارسی آن روزی پرتیکان می گفتند و امروز فریدن میخوانند .
پرتیکان به تمامی ناحیه اصفهان اطلاق می شده است.
اصفهان در زمان خلافت عمر به دست عربها افتاد و تا دو سه سده حاکمانی از سوی
خلفا در آن فرمانروایی می کردند . در دوران آل بویه و سلجوقیان پایتخت بود . پس از
سلجوقیان تا دوران صفویه نیز پایتخت ایران بود ، ولی در اواخر دوران صفوی دستخوش
کشتار ، چپاول و خرابی شد . اصفهان در حمله مغول و تیمورلنگ خسارتهای زیادی دید .
تیمور لنگ از هفتاد هزار سربریده مردم این شهر ، منارهای برپا کرد و به گفته
نویسنده کتاب حبیب السیر ، در اصفهان جز زنده رود ، کسی زنده نماند . از دوران
افشاریه و زندیه در اصفهان آثار مهمی نمانده است ، ولی در زمان قاجاریه به کوشش
مردان خیر چند بنای قابل توجه ایجاد شد .
اصفهان همواره محل زندگی ملیتهای گوناگون و مذاهب و دینهای مختلف به شمار می آمده و
در مهاجرت های معتقدان دینهای گوناگون نیز جز شهرهای بزرگ مهاجر پذیر بوده است. بیش
از دو هزار و پانصد سال قبل کوروش شاهنشاه هخامنشی با اتخاذ روش و سیاست مدارا در
برابر ملتهای مختلف و باورهای گوناگون آنها، یهودیان را که به دست بخت النصر (نبوکد
نصر) اسیر شده و در بینالنهرین به اجبار اسکان داده شده بودند رهایی داد که بخشی
از آنان به سرزمین خود بازگشته و عده ای وارد ایران شده و بیشتر آنها در اصفهان
اقامت گزیدند. بعدها با ورود اسلام به ایران و قبول آن دین از سوی ایرانیان، در
اصفهان نیز معتقدین به اسلام، مسیحیت، یهودیت و پیروان دین زرتشت، در کنار هم
می زیستند. در قرنهای بعد، با پدید آمدن فرقه های مذهبی مختلف در اسلام، اصفهان باز
هم محل زندگی فرقه های مذهبی مختلف و متعدد اسلامی بود. در گوشه ای از آن شافعیان،
در گوشه ای دیگر حنفیان، در یک قسمت شیعیان و در بخشهایی نیز پیروان مسیح و موسی و
زرتشت زندگی می کردند. در عهد صفویان نیز هنگامی که شاه عباس اول، ارمنیان مسیحی را
از جلفای ارمنستان به محلی در نزدیکی اصفهان کوچ داد، قوم جدیدی با دین و فرقههای
مذهبی ویژه خود در کنار اقوام و ادیان قبلی جای گرفتند. زیرا این مهاجران تازه نیز
پیرو فرقه های مختلفی از دین مسیح بودند. بدین ترتیب اصفهان همواره زیستگاه دهها
عقیده مذهبی و دینی بوده است. اما در اینجا تنها دینهای بزرگی که در این شهر بوده و
هنوز باقی هستند، برشمرده میشوند.
شهر اصفهان با تاریخ بسیار کهن و آثار باستانی بی شمار، از شهر های نمونه جهان است.
و بنا به گفته آندره مالرو نویسنده و پژوهشگر فرانسوی، فقط دو شهر فلورانس و پکن
در دنیا با آن قابل مقایسه اند. آثار تاریخی اصفهان مجموعه ای از بهترین نمونه های
بجا مانده از سبکهای گوناگون معماری ایران در طول هزاران سال و بیشتر است و کیفیت
این آثار چنان است که می توان گفت بیشتر آثار بزرگ و شاهکارهای هنر معماری ایران پس
از اسلام در اصفهان قرار دارد. در آثار تاریخی اصفهان می توان انواع و اقسام گنبد
سازی ، کاشیکاری، گچبری ، مقرنس کاری ، منبت کاری و خوشنویسی را در عالی ترین شکل
ممکن آن مشاهده کرد. آثاری که نشانگر ذوق هنری کمال یافته و ایمان مذهبی هنرمندان
سازنده آنهاست و بیننده را چنان مجذوب خود می کند که بی اختیار به درون زمان و فضای
خاص آنها کشیده می شود، و خود را در جهانی از روشنایی و لطافت و سبکبالی احساس می
کند. اسامی این بنا ها به اختصار در زیر آمده است:
آتشگاه، پل مارنان، مسجد حکیم،
بازارهای تاریخی، مسجد شیخ لطف الله، باغهای تاریخی، خیابان چهارباغ، مدرسه
چهارباغ، برجهای کبوتر، عمارت چهلستون، مدرسه بزرگ صدر، پل الله وردی خان (سی و سه
پل)، عمارت عالی قاپو، منار ساربان، پل جویی، عمارت هشت بهشت، منارجنبان، پل خواجو،
کلیساهای جلفا، منار مسجد علی، پل شهرستان، مسجد جامع عباسی، میدان نقش جهان، مسجد
جمعه و ...
لیست کامل بناهای تاریخی اصفهان ...
اصفهان را مهد صنایع دستى ایران نامیده اند. در دوره صفوى صنایع دستى در این شهر
رونق خاصى یافت و هنر و مهارت استادان و هنرمندان بزرگ نسل به نسل و با روش استاد و
شاگردى به زمان حال منتقل شده است. صنایع دستى این استان که جذب کننده هر مسافرى است
عبارت است از: خاتم کارى، مینا کارى، مینیاتور، قلمزنى، پارچه هاى قلمکار، پارچه
هاى زرباف و آثار خوشنویسى. البته آثار هنرى دیگرى مانند منبت کارى، کاشى
سازى، گچبرى و گره چینى و مشبک نیز در آثار تاریخى و بناهاى زیباى این شهر چشم نواز
هر مسافرى است.
لیست کامل صنایع دستی اصفهان ...
- گز اصفهان
یکی از معروفترین سوغات اصفهان گز میباشد مواد اولیه این شیرینی مطبوع و مشهور که
گز انگبین می باشد، در اطراف این شهر به عمل می آید. گز انگبین ریشه گیاهی به نام
بته یا درخت گز است. ارتفاع این درخت کوهستانی حداکثر به دو متر می رسد و بیشتر در
مناطق خوش آب و هوای بختیاری و خوانسار در دامنه کوهها به عمل می آید. در اواخر
تابستان محصول این درخت آماده برداشت می شود و دانه های براق و زرد رنگی مثل دانه
ارزن از ساقه های این درخت بیرون می زند. در این هنگام صاحبان درختان گز باید محصول
را، قبل از اینکه ریزش بارانهای پاییزی شروع شود، برداشت کنند.
جهت برداشت محصول، پوست دباغی شده گوسفند را – که تمیز و سفید می باشد و به
آن دباله می گویند – زیر درختچه پهن می کنند سپس با چوب سر کجی که به همین منظور
تهیه شده و آن را دگنک می نامند، به تنه درخت ضربه می زنند تا دانه های ارزن مانند،
از بدنه درخت جدا شده و داخل دباله بریزد. این گزها ناخالص و با برگ و مواد دیگر
مخلوط است که برای تمیز کردن آن از غربال آهنی که به همین منظور ساخته شده استفاده
می شود و آن مواد ناخالص را غربال می کنند تا دانه های گز از سوراخهای غربال عبور
کرده و مواد اضافی در غربال باقی بماند. در طول سال بالغ بر ده مرتبه این کار تکرار
می شود که هر چه بیشتر تکرار شود، نوع محصول بعدی نامرغوب می گردد و محصول بار اول
به صورت گل و از همه مرغوب تر است. مواد اضافی که در غربال باقی می ماند هم، مصارف
مختلف دارد. از جمله آن مواد، گز علفی است که در پزشکی استفاده می شود. اما
دانه های گز اصلی که در کیسهها جمع آوری می شود بسیار گرانبها و ماده اصلی به شمار
میآید. چنانچه قبل از برداشت محصول بارندگی بشود، از مرغوبیت گز خواهد کاست و اگر
تعداد بارش بارانها زیاد باشد در آن سال، محصول قابل استفاده نمی باشد.
برای تهیه گز مرغوب نیمی از مواد مصرفی، دانه های گز گیاهی و نیمی دیگر شکر و مغز پسته و
یا بادام و مواد دیگر استفاده می شود. گاهی هم بنا به سفارش متنفذین ماده ای به نام
شیر خشت به گز اضافه می کردند و حتی به جای آب خالص در آن آب هندوانه می ریختند.
این نوع گز سفارشی و مخصوص بوده که برای پادشاهان و روسای ممالک دیگر به عنوان
سوغات فرستاده می شده و در بازار یافت نمی شد. اما گز بسیار مرغوب به علت کمبود و
گرانی ماده اولیه، کمتر تهیه می شود. این روزها گز فروشیها برای پایین نگه داشتن
قیمت، از ماده دیگری به نام بادکا که از سیب زمینی تهیه میشود، به جای گز گیاهی
استفاده می کنند. اما این گز به هیچ وجه طعم و لطافت گز اصلی را ندارد. نوع دیگر گز
که در جعبه های کوچک فلزی به فروش می رسد، گز انگشت پیچ است که در آن از مغز پسته و
بادام استفاده نمیکنند تا سالخوردگان به راحتی آن را تناول نمایند.
- پولکی اصفهان
پولکی یکی از سوغاتیها و شیرینیهای معروف اصفهان است. طرز تهیه ی این شیرینی ساده
است، مقداری شکر و آب را با نسبت 2 به 1 به همراه اندکی سرکه ی سفید مخلوط کرده و
به مدت ۴۵ دقیقه روی اجاق می گذارند تا طلائی رنگ شود. سپس آن را روی یک سطح صاف
پهن کرده تا سفت شود همچنین می توان آن را بوسیله قالب های مخصوص به اشکال مورد نظر
درآورد .